اکثر موسسات که موسسه اکبر از آنها نمایندگی میکرد، تجربه چندین دهه کار در افغانستان را داشتند، تجربه های که آنها بسیار به سختی در مورد انکشاف پایدار با آزمودنها و خطاها بدست آورده بودند تاثیر اندکی بالای روش بین المللی انکشاف در سالیان اول مداخله امریکا در افغانستان داشت. در آن زمان پیام اصلی این بود، که ایجاد حس مالکیت پروژه های انکشافی در افغان ها مهم است و نظارت و ارزیابی موثر الزامی است، اما این امر در عمل بخاطر وخامت اوضاع امنیتی همراه با تشدید تقاضای بین المللی برای فوریت نتایج تا حد زیادی نادیده گرفته شد و یا به حاشیه رانده شد.
بخش انکشاف در طول دوره ای (۲۰۰۳-۲۰۰۵) که من برای موسسه اکبر کار می کردم به میزان قابل توجه کم بودیجه بود. افغانستان یک پنجم معادل بودجه سرانه برای بازسازی پس از جنگ در مقایسه به بودیجه که به بوسنیا برای باسازی پس از جنگ اختصاص داده شده بود دریافت میکرد. این یک واقعیت بود که موسسه اکبر و اعضای آن در آن زمان آن را برجسته میکردند. ما همچنین از همان ابتدا اعتبار ادعای جامعه جهانی مبنی بر اینکه افغانستان در مرحله پس از جنگ قرار دارد، را زیر سوال بردیم.
در سال ۲۰۰۳ کارمندان خارجی موسسات از جنوب غرب کشور بیرون کشیده شده بودند. امیدهای اولیه (همانطور که در توافقنامه بن پیش بینی شده بود) که نیروهای حافظ صلح بین المللی تحت مدیریت سازمان ملل متحد در حالی که نیروهای مسلکی امنیتی افغان ساخته میشوند، گسترش میباند و برنامه های انکشافی بر مبنی نیازها طرح میشود، از بین رفت. در عوض، گسترش تدریجی تیم های بازسازی ولایتی به چینل برای انکشاف با تمویل بین المللی فراتر از کابل تبدیل شد که بطور بحث برانگیز حکومت را نا دیده میگرفت و یک ساختار موازی تشکیل داده بود. این موضوع در آن زمان توسط رئیس جمهور فعلی، اشرف غنی مورد انتقاد قرار گرفت.
طرح PRT هم در پایتخت های کشورهای عضو ناتو و هم در افغانستان برای تسهیل نتایج ملموس در بازسازی و انکشاف و ایجاد ثبات در کشور ترویج شد. جای تعجب نیست که با بدتر شدن وضعیت امنیتی در داخل افغانستان و فشار برای نتایج از سوی دونر های کلیدی، کمک های بین المللی (به استثنای برخی موارد قابل توجه) به طور فزاینده به اهداف سیاسی و نظامی تحت رهبری ایالات متحده گره خورده بود. ارتباط مفروض بین انکشاف و امنیت تنها سال ها بعد به شدت به چالش کشیده میشد.
اجرای طرح PRT، افغانستان را در خط مقدم استفاده از کمک ها برای امنیت قرار داد که در تقابل با اصول بشردوستانه عدم جانبداری، بی طرفی و استقلال بود. از آنجایی که قرار بود طرح PRT با موسسات یا بدون موسسات اجرا شود، برخی از موسسات غیردولتی تصمیم گرفتند تا در بحث پالیسی سازی در تلاش برای تأثیرگذاری بر رویکردهای PRT شرکت کنند. این روند در کابل توسط موسسه اکبر با هدف محدود کردن اثرات مضر برای امنیت موسسات غیر دولتی و ظرفیت عملیاتی موسسات غیردولتی در آینده، با توجه به نامشخص بودن آینده سیاسی افغانستان، رهبری شد.
من در دسامبر سال ۲۰۰۵ موسسه اکبر را ترک کردم و در ماه می به افغانستان بازگشتم تا به دفتر سیاسی نماینده ویژه اتحادیه اروپا، فرانسیس وندرل بپیوندم. سه سال کار من با موسسه اکبر به دلیل موضوعات که تحت پوشش قرار دادم، چالشهای پیش روی و بهره مندی از دیدگاههای آگاهانه همکاران افغان و بینالمللی ام، اما بیشتر از همه به خاطر حس امیدی که همه ما برای آینده ای روشن تر به اشتراک می گذاشتیم برجسته میشود.
باربارا جی استاپلتون، مدیر دادخواهی از سال ۲۰۰۳ الی ۲۰۰۵